غلامعلى صفايى

317

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

و مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام : « عباد اللّه زنوا أنفسكم من قبل أن توزنوا » « 1 » شاهد : در دخول « من » بر كلمه « بعد » در روايت اول بر كلمه « قبل » در حديث دوم است كه در تعيين نوع آن در بين نحويون اختلاف است . جمهور نحويون مىگويند : « من » ابتدائيه است . لكن برخى مىگويند اين قول مردود است زيرا « من » ابتدائيه همان‌طور كه گذشت نزد خود جمهور و بر مبناى خودشان بر اسماى زمان داخل نمىشوند و « قبل و بعد » در حكم اسماى زمان و نازل منزله آنها هستند زيرا اين دو در حقيقت صفت براى اسم زمان بوده كه بعد از حذف آن به جاى آن قرار گرفته و حكم آن را دارند . و اجيب : به اين اشكال بر قول جمهور جواب داده شده كه دو كلمه « قبل و بعد » در اصل از اسماى زمان نمىباشند بلكه صفت براى اسماى زمان بوده و بعد از حذف موصوف زمانى خود ، جايگزين آنها شده‌اند ، بنابراين اينها اسم زمان نبوده بلكه در حكم آنها مىباشند و در بعضى از امور نازل منزله آنها هستند لذا بعضى از احكام اسم زمان بر آنها جارى نمىشود و دخول « من » ابتدائيه از امورى است كه اين دو كلمه پيروى از احكام اسم زمان نمىكنند بنابراين « من » ابتدائيه هرچند بر مبناى جمهور بر اسماى زمان داخل نمىشود لكن بر « قبل و بعد » داخل مىشود زيرا اين دو همانطور كه گفته شد در اصل اسم زمان نمىباشند بلكه صفت براى اسماى زمان هستند و در اين مورد تابعيت از اسم زمان نمىكنند ، مانند : « جئت قبلك » يعنى « جئت زمنا قبل زمن مجيئك » به همين جهت دخول « من » ابتدائيه بر اين دو كلمه ، مشكلى نداشته و بلامانع مىباشد . و زعم ابن مالك : ابن مالك قائل است كه « من » داخل بر « قبل و بعد » مثل آن احاديث زائده است و اين اعتقاد او براساس قول اخفش است كه مىگويد زيادت « من » هيچگونه شرطى ندارد و إلّا براساس مبناى جمهور « من » در آيه حديث نمىتواند زائده باشد زيرا در كلام مثبت است و جمهور مىگويند بايد « من » زائده در

--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ط 89 / 225 .